عظيم عظيم پور
122
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
مردم او را براين كار واداشتند ، آنگاه او وظيفه خود دانست كه آن را بپذيرد ، انبوه مردم در امر خلافت با آن حضرت بيعت كردند امّا عدهاى در بين آنها به طمع رسيدن به مال و مقام و ديگر آرزوهاى خود دست بيعت با على ( ع ) دادند . طلحه و زبير از كسانى بودند كه در برابر بيعت با على ( ع ) ، گويا خود را شريك او در حكومت و بيتالمال مىپنداشتند و از اينكه على ( ع ) در برخى از امور با آنها مشورت نكرده و از آنها مدد نجسته است ، از على ( ع ) اظهار ناخشنودى كردند . امام ( ع ) كه خود قرآن ناطق است و هرگز از قرآن و سنت رسول خدا ( ص ) جدا نشده است و در اجراى احكام و ادارهء امور هماهنگ با قرآن و سنت است ، به رأى كسانى مثل طلحه و زبير كه طمع حكومت و رسيدن به بيتالمال بيشتر را دارند ، نيازى ندارد و براين اساس مىفرمايد : « وَ اللَّهِ مَا كَانَتْ لِى فِى الْخِلافَةِ رَغْبَةٌ ، وَلَا فِى الْوِلَايَهِ إِرْبَةٌ وَلكنَّكُمْ دَعَوْتُمُونِى إِلَيْهَا وَ حَمَلْتُمُونِى عَلَيْهَا . فَلَمَّا أَفْضَتْ إِلَىَّ نَظَرْتُ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَمَا وَضَعَ لَنَا وَ أَمَرَنا بَالْحُكْمِ بِهِ فَاتَّبَعْتُهُ ، وَمَا اسْتَسنَّ النَّبِى صَلّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم فَاقْتَدَيْتُهُ . . . » « 1 » ؛ قسم به خدا كه من نه به خلافت رغبتى داشتم و نه به حكومت حاجتى . ليكن شما مرا بدان واداشتيد و آن وظيفه را به عهدهام گذاشتيد . چون كار حكومت به من رسيد ، به كتاب خدا و آنچه براى ما مقرر نموده و ما را به حكم كردن بدان امر كرده نگريستم و از آن پيروى كردم و به سنتى كه رسول خدا ( ص ) نهاده است ، نظر افكندم و به آن اقتدا نمودم . . . امير المؤمنين على ( ع ) بيش از همگان در تبعيت به سنت رسول خدا ( ص ) پايبند بوده و لحظهاى در زندگى خويش و در تمام شؤون در اين هماهنگى و همگامى غفلت نورزيد و ديگران را مكرر به پيروى از سنت رسول خدا ( ص ) امر مىكرد و اين را بزرگترين ارزش براى انسانى مىدانست و در فرازى از سخنانش چنين آمده است : « فَتَأَسَّ بِنَبِيَّكَ اْلأَ طْيَبِ اْلأَ طْهَرِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و آلِه ، فَإنَّ فِيهِ أُسْوةً لِمَنْ تَأَسَّى وَ عَزَاءً لِمَنْ تَعَزَّى . وَأَحَبُّ اْلِعَبادِ إِلَى اللَّهِ الْمُتَأَسّى بِنَبِيّهِ وَ الْمُقْتَصُّ لِأَثَرِهِ . . . » « 2 » ؛
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 205 . ( 2 ) . همان ، خطبه 160 .